« اگر قانون حاكم باشد | HomePage | سكوت مرگبار »

Monday, 09 April 2007

اگر قانون حاكم باشد

شايد خبر يك جنايت را كه در شهر ما اتفاق افتاد شنيده باشيد. روايت‏ها مختلف است البته اما در روايتي بازتاب از كشته شدن 10 نفر و در روايتي ديگر به فاصله يك روز انتخاب از كشته شدن 40 نفر بر اثر استفاده از مشروبات الكلي در قم خبر داده؛ خبري كه نمي‏شد انتظار داشت خبرگزاري‏ها يا رسانه‏هاي مكتوب منتشر كننده‏اش باشد چرا كه اصولا چشمان نابيناي عده‏اي تحمل ديدن چنين اخباري را ندارد و آن را سياه‏نمايي چهره نوراني شهر مقدس عنوان مي‏كنند!!!!!(و كثر الله علامت تعجبهما) حتما اين سوال پيش آمده چشمان نابينا چطور مي‏بينند اخبار را؟ خوب اين كه سهل است چشماني كه در برابر واقعيات و حقايق خود را به نابينايي مي‏زند مي‏تواند ببيند اما آنجا كه به نفعش نباشد نمي‏خواهد. با اين وجود خبررساني رسانه‏هاي وطني هم قابل تامل است. با اينكه در سايت‏هاي نزديك به حكومت منتشر شده باز هم رسانه‏هاي مكتوب از انتشار آن هراس دارند. يكي از روزنامه‏هاي شجاع اصلاح طلب خبر را زده بود اما نوشته بود در يكي از شهرهاي نزديك تهران! اما همه ترس اين مطبوعات شجاع نه از توقيف يا دادگاه كه از بيانيه شوراي شهر و يا حداكثر يك راهپيمايي است كه به دليل وجود در شهري ديگر اصلا ضرري متوجه آنان نمي‏كند چرا كه به هر حال مسئوليت انتشار اين خبر برعهده سايتي چون بازتاب است. اما در چنين زمان‏هايي برخي دوستان بر وجود اطلاع رساني مطبوعات و رسانه‏هاي محلي در اين زمينه‏ها تاكيد مي‏كنند بدون آنكه قبل از اينكه جوالدوز را به ديگران فرو كنند از فرو كردن سوزن به خود فرو كنند. اينجا ممكن است چنين خبرهايي يك نشريه محلي را تا مرز توقيف و يا يك حكم سنگين و يا تهاجم به دفاتر نشريات را در پي داشته باشد. چند سال پيش كه با انفجار ايدز اينجا مواجه بوديم مطلبي نوشتم خطاب به همكارانم در رسانه‏ها كه اينجا دوستان ما از انعكاس و پيگيري مواردي چون برخي جرائم يا آسيب‏هاي اجتماعي هراس دارند و آنجا آوردم كه رسانه‏هاي سراسري كه آسيب‏پذيري كمتري دارند نبايد از كنار اين اخبار به آساني نگذرند. اين هم يك علت مشخص دارد قرارگيري در حوزه قضايي متفاوت و نيز افراد متعصب با آستانه تحمل متفاوت. معمولا چنين اخباري را اگر از سوي مراجع رسمي هم تاييد شده باشد همه چشم به ديگري دارند كه پيشقدم شود چرا كه يكهو عشق‏شان مي‏كشد تكذيب كنند. حرف مفت نمي‏زنم خودم تجربه‏اش را داشته‏ام. شش هفت سال پيش در پي انتشار خبر دستگيري يك باند گسترده تجاوز به زنان شوهردار به خاطر اينكه يك مقام مسئول زد زير مصاحبه‏اش چند ساعتي را بازداشت شدم. اين را نوشتم كه بگويم ظاهرا اين قضيه كمابيش در نقاط مختلف كشور مصداق دارد با خطوط قرمز محلي و منطقه‏اي كه خارج از آن منطقه ديگر خطوط قرمز نيست و انعكاس در خارج از منطقه دشوار نيست.
اما برم سر اصل مطلب. بيش از 10 نفر در قم بر اثر مصرف مشروب الكلي دست ساز جان خود را از دست داده و عده‏اي مسموم شده‏اند. آمار درستي پيرامون آن منتشر نشده اما حقيقت آن است كه اهمال يا عمد سازنده و فروشنده جنايتي چنان بزرگ را در يك شهر مذهبي رقم زده كه ديگر امكان لاپوشاني و مخفي‏كاري نبوده است. تعداد مسموم شدگان هم به حدي بوده است كه در سه بيمارستان شهر بستري شده‏اند. بازتاب از كلمه "عرق سگي" نام برده اما مي‏دانيم عرق سگي به مشروبات الكي اطلاق مي‏شود كه درصد الكلي در آن بالاست و افراد تازه كار توان مصرف آن را ندارند پس مصرف كنندگان آن عرق‏خور حرفه‏اي بوده‏اند. پس در پاك‏ترين شهر كشور به زعم برخي آقايان، زماني كه با وجودممنوعيت، ده‏ها عرق‏خور حرفه‏اي فقط عرق خود را از يك فروشنده تهيه مي‏كنند بالا بودن ميزان مصرف كننده‏هاي مشروبات الكلي را نمي‏توان ناديده گرفت.
پس از بهمن 57 تهيه، توزيع، فروش و مصرف مشروبات الكلي طبق قانون جرم شناخته شد و مصرف كنندگان زيادي به جرم مصرف محاكمه شده و شلاق خوردند اما چنين فجايعي مانند اينكه در روزهاي گذشته اتفاق افتاد نشان مي‏دهد كه نتوانست مصرف آن را ريشه كن كند بالعكس تهيه، توزيع و مصرف آن را به خفا برد و باعث شد عده‏اي از اين موقعيت پيش آمده سوء استفاده كرده و با تهيه و فروش محصولات تقلبي با جان مصرف كنندگان بازي كنند. قبلا هم خبرهايي از كور شدن و يا كشته شدن برخي هموطنان بر اثر مصرف مشروبات الكلي دست ساز شنيده‏ايم. چنين اخباري معمولا حساسيتي هم بر نمي‏انگيزند چرا كه از نظر قوانين كشور ممنوعه‏اند. بالا بودن قيمت مشروبات الكلي پلمپ شده به دليل انحصار آن در دست عده‏اي قاچاقچي و خارج از كنترل بودن، عملا بسياري از مصرف كنندگان را به سوي مصرف مشروبات دست‏ساز سوق مي‏دهد. بر اين بايد نكته‏اي را هم افزود كه برخي فروشندگان و يا توزيع كنندگان در برخي مشروبات پلمپ شده خارجي نيز دست مي‏برند چرا كه هيچ قانون بازدارنده‏اي در اين مورد وجود ندارد. ممنوعيت فروش الكل سفيد توسط داروخانه‏ها مورد ديگري است كه بازار داغ فروشندگان مشروبات دست‏ساز را گرم نگه مي‏دارد. اين در حالي است كه فروش الكل سفيد داراي مواد افزودني به جاي الكل خالص كه مي‏تواند مسموميت‏ها و عوارضي را به دنبال داشته باشد گلايه برخي مصرف كنندگان را برانگيخته. عدم نظارت بر تهيه مشروبات الكلي باعث شده كه برخي سازندگان اين مواد آن را با كيفيت پايين و افزودن قرص‏هايي روان‏گردان به مشتريان خود عرضه كنند. چنين مشروباتي گاه چنان بي خاصيتند كه حتي بوي الكل نمي‏دهند و گاه باعث مسموميت مصرف كننده مي‏شود اما ترس مصرف‏كنندگان از متهم‏شدن خودشان دست توليدكنندگان بي‏انصاف را در توليد محصولات بي‏كيفيت چنان باز گذاشته كه برخي مواقع حاصل آن به خطر افتادن جان مصرف كنندگان است. اما با وجود همه اينها آيا مصرف‏كنندگان آن قابل چشم‏پوشي‏اند مخصوصا آنجا كه جانشان در معرض آسيب قرار مي‏گيرد؟
آنچه در 13 فروردين در قم اتفاق افتاد و به كشته شدن 10 تا 40 نفر انجاميد را مي‏توان قتل عمد به حساب آورد. استفاده از الكل صنعتي يا مواد روان گردان و افزودني توسط توليد كننده مي‏تواند علت اين فاجعه باشد. اگر در جامعه‏اي قانون حاكم باشد به چنين قتل گسترده‏اي با قاطعيت رسيدگي مي‏كند. بعد از توليد كننده مي‏تواند فروشنده الكل مقصر باشد اگر الكلي با افزودني‏هاي مسموميت‏زا را به جاي الكل سفيد خالص عرضه كرده است. بعد از آن هم عدم نظارت بر توليد و توزيع و عدم عرضه الكل سفيد عاري از مواد افزودني به مصرف‏كنندگان و... اگر قانون حاكم باشد به اين سوال پاسخ مي‏دهد آن را تا رسيدن به نتيجه مطلوب پيگيري مي‏كند كه وقتي عدم نظارت بهداشتي بر چنين محصولاتي به چنين قتل‏هاي گسترده‏اي مي‏انجامد و به خطر افتادن گسترده جان مصرف كنندگان را در پي دارد پافشاري بر برخورد با كالاهاي سالم و بهداشتي آن آيا جرمي در پي نخواهد داشت؟ آيا به طور مثال انكار ايدز دواي درد اين بيماري بود يا به گستردگي آن منجر شد به طوري كه براي كاهش رشد اين بيماري مراجع رسمي مدام از در اختيار قرار دادن سرنگ رايگان براي معتادان سخن مي‏گويند. آيا همه بگير و ببندها و اعدام‏ها چيزي از اعتياد كاست يا آن نيز در برهه‏اي به دليل وجود مواد مشكوك جان عده‏اي از هم‏ميهنان را گرفت؟
اصرار بر ممنوعيت مصرف مشروبات الكلي تنها حاصلي كه مي‏تواند داشته باشد گرايش بيشتر به مصرف مواد مخدر و به خصوص مخدرهاي شيميايي كه گفته مي‏شود بسيار خطرناك است و ميدان دادن به برخي سازندگان و توزيع‏كنندگان متقلبي است كه به دليل عدم نظارت بهداشتي بر توليداتشان با جان مردم بازي مي‏كنند.
در كنار همه اينها بايد نگران تكرار اين فجايع بود. قربانياني كه به دليل عمل غيرقانوني و ممنوعه‏شان نه تنها حامي نمي‏يابند بلكه بسياري هستند كه بر مرگ اين افراد شادي مي‏كنند. چه بسا برخي از خانواده‏هاي اين افراد براي حفظ آبروي خود! از شكايت نيز پرهيز كنند. اما نكته اينجاست كه اين قتل با اين گستردگي جرمي است با جنبه عمومي و وظيفه دادستان است كه با قاطعيت مقصران در قتل را تحت پيگرد قرار داده و آنان مجازات شوند.
دلم مي‏خواست يك مطلب مفصل بنويسم در اين باره و بخصوص درباره لزوم رفع ممنوعيت از مصرف مشروبات الكلي اما وقت تنگ بود شايد بعدا نوشتم. چند سال پيش زماني كه هروئين جان تعداد زيادي از همشهريان و هموطنانمان را مي‏گرفت گزارش تهيه كردم و يادداشتي هم نوشتم در اين باره. يكي از مسئولان بي‏فرهنگي (به زعم خودشان فرهنگي) مي‏گفت تو خودت هروئيني هستي از اين انگل‏ها دفاع مي‏كني. گفتم انگل آني است كه بر مرگ يك انسان مي‏خندد گفتم مرد باش و حرفت را ثابت كن. حالا سكوت ما هم مگر چيزي از آن خنديدن كم دارد؟ ضمن آنكه نه آن معتاد را و نه اين مصرف كننده مشروبات الكلي را عضوي از جامعه انساني مي‏دانم ضمن اينكه اين دو نيز اصلا با هم قابل مقايسه نيستند.
تيتر را هم مي‏خواستم اول بزنم "در ميخانه ببستند خدايا مپسند" ولي سير مطلب جوري شد كه تيتر بهش نخورد. شايد هم يك چيزي بنويسم با تيتر "باز شدن ميخانه حق مسلم ماست!" حال ما يه چيزي گفتيم جدي نگير؛ نوشتنش را مي‏گويم‏ها.
اين هم اخباري مويد مصرف مشروبات الكلي در كشور
ضمنا كلمه "مشروب" هم در موتورهاي جستجو فيلتر شده احتمالا مي‏خواستند موتورهاي جستجو مست نشوند!

Comments

سلام
خانه نو مبارک/در مورد مشروب هم قصه نگو غصه بخور که توی قم شهر خون و قیام مشروب هست و به ما نمیرسه تا باهاش خودکشی کنیم...و كثر الله علامت تعجبها...

Posted by: احمدپور | Tuesday, 10 April 2007

سلام دوست عزيز مثل هميشه خواندني . و البته مثل هميشه خبرهاي دست اول قم از شما مي رسد

Posted by: خرس مهربان | Wednesday, 11 April 2007

Post a comment