« سكوت مرگبار | HomePage | بدون نياز به شرح »
Thursday, 12 April 2007
سكوت مرگبار
پريروز يكي از دوستان خبرنگار را ديدم، آمده بود راجع به چيزي صحبت كنيم. از نظر گرايش سياسي در طيف محافظهكاران قرار ميگيرد. آدم مذهبي است. صداي او هم درآمده بود راجع به قضاوتهاي عدهاي انساننما راجع به كشتههاي مشروبات الكلي مسموم در قم. شاكي بود از دست برخي كه ميگويند حقشان بوده و از مرگشان خوشحالي ميكنند. ميگفت مگر حداكثر مجازاتي كه در اسلام براي شرب خمر در نظر گرفته شده 80 ضربه حد نيست پس چگونه است كه عدهاي آنها را مستحق مرگ ميدانند؟ منم بهش گفتم طرف دوست داشته در خانهاش مشروبات الكلي بخورد مگر آمده آدم بكشد؟ معمولا در بحثها وقتي ميبينم كسي حساسيت بيمورد به اين قضايا نشان ميدهد همين را ميگويم. اينقدر كه در مذمت مصرف مشروبات الكلي داستانسرايي ميشود اگر درباره آدمكشي و مذمت خشونت حرف ميزدند شايد يك مقدار از اين آمار آدمكشي و خشونت كاسته ميشد. برخي از اين افراد كه مذهبيبازي در ميآورند قبلا و در زمان شاه سابق عرق خور تير بودهاند و حالا از آن طرف افتادهاند به اينها كاري نداريم اما برخيها كه قيافه حق به جانب ميگيرند و معتقدند اگر يك قطره شراب در دريا بيفتد نجس ميشود و كسي كه مشروبات الكلي مصرف كند تا چهل روز نجس است و فرق الكل سفيد و الكل صنعتي را هنوز نميدانند چنان توهماتي را براي خودشان بافتهاند كه حتي آن را از قتل هم بالاتر ميدانند. نميدانم كه اين قصه كه يك نفر شراب ميخورد و پس از آن به دستور شيطان پدر خود را ميكشد كي اختراع كرده، حالا خودمانيم به كسي نگو كه درصد الكل شراب پايين است چند درصده يادم رفته ولي عرق كه بر اثر تقطير شراب بدست ميآيد يا همين دستسازها كه آب و الكل و يك سري افزودني است درصد به مراتب بالاتري دارد و گيرايي آن چندين برابر است. حالا اگر طرف با خوردن شراب يك نفر را كشته با خوردن عرق حتما يك ايل را ميكشد!
خلاصه اين دوست ما از رسانهها هم گلايه داشت، ميگفت آخه ما كه اينجا اين خبرها خطوط قرمزمان حساب ميشود ولي وجدان آدم اجازه نميدهد كه يك عدهاي اينجوري ناجوانمردانه كشته شوند ما هم حتي يك خبر نتوانيم بزنيم. و البته او هم مثل ما تعجب ميكرد كه اين خبر چرا هيچ بازتابي نداشته... افسوس كه خودم جايي نيستم تا به بهانه آن، چنين اخباري را پيگيري كنم.
امروز با يكي از دوستان صحبت شد گفتم اين جور مواقع آدم به همه چي شك ميكنه. يا همه رسانههاي داخلي و خارجي از يك جا هدايت ميشوند يا ما نميفهميم كه توي دنياي رسانهاي فارسيزبانها چه خبره كه گاه چنان بر روي خبرهاي درپيتي مانور داده ميشود كه نگو. شايد هم شهروندان درجه يك و دارند.
در اين ميان اطلاعرساني شفاف مسئولان نيز عامل ديگري است كه مرگ حدود 40 نفر (بنا بر خبر انتخاب كه تا كنون تكذيب هم نشده) و صدمه ديدن حدود 100 نفر بنا به اخبار رسيده كه تعدادي از اينها مشكلات حاد كليوي پيدا كردهاند و حتي گفته ميشود برخي مصرف كنندگان بينايي خود را از دست دادهاند، از ابعاد اين فاجعه كم نميكند.
ميداني اين سكوت رسانهاي در كنار اين سكوت حاكم از سوي مسئولين حاصلي ندارد جز دامن زدن به برخي شايعات كه كمابيش به گوش ميرسد. آنچه مسلم است اين سكوت يا بايكوت خبري ممكن است چنان فجايعي را بار ديگر تكرار كند.
در همين رابطه: اگر قانون حاكم باشد
05:24 Posted in اجتماعي | Permalink | Comments (0) | Email this





Post a comment