« چرا مرغ اميد رو از اين خونه پروندي؟ | HomePage | پر کن سه نقطه را »
Friday, 21 September 2007
چرا مرغ اميد رو از اين خونه پروندي؟
..............
..............
..............
..............
..............
شاعر ميگه: ديگر ... (سه نقطه) هم جز تا کنار بستر خوابم نمي برد...
***
اين خبر را بخوانيد: مردی در شیراز سه فرزند خود را با پتک،کشت!
دلم مي خواد برم تو اين مسجد يک ميلياردي خدا را ببينم و ازش بپرسم جريان اين عدالت چيه که با اعدام اين مرد جاري مي شه ولي در مورد همه عواملي که آن مرد را به جايي رسانده که فرزندان خود را ديوانه وار بکشد نه؟
***
کاش همه شب، شب جمعه بود. بالاخره بعد چهار روز لنگ در هوايي يه دوري رو اينترنت زديم و جگرمان حال آمد. آخه مي دوني زنگ زدم از شرکت ارائه دهنده ان زرت زرت، اينترنت سابق، پرسيدم گفتند تقصير مرکز ديتاي مخابراته، دارن اصلاحات و تعمير مي کنند، چه موقع؟ خب معلومه نصفه شب، يه شب که تا صبح مشغول بودند، سه شب بعدش هم اقلا از 12 تا دو و نيم سه، بعد از ظهرها هم ظاهرا چند ساعت قطع بوده. با خودم فکر کردم نکنه ساعت اداري عوض شده و افتاده نصفه شب که کارمندان روز نمي رن سر کار شب مي رن اونجا اصلاحات کنن، بعد فکر کردم شايد براي ثوابش اين کار و مي کنند. مي دوني تصور کني وقتي در پر ترافيک ترين ساعت هاي اتصال به اينترنت، همه خطوط دايل آپ و ان دي اس ال (اي دي اس ال سابق) قطع مي شه گند مي زنه تو اعصاب چند صد و چند هزار نفر؟ به گمونم يه هفته ديگه اينجوري ادامه بدن همه بزنن مونيتورها را بشکنن. حالا بازم خدا پدر شب جمعه را بيامرزه که به دادمون رسيد. دق کرديم.
***
به دنبال دو زار آدم اميدوار مي گردم؛ تخمش را انگار ملخ خورده...
05:46 Posted in روز نوشت | Permalink | Comments (0) | Email this





Post a comment