« ايراني بدون اعدام ممکن است؟ | HomePage | بازداشت باقي و طنز غريب روزگار »

Tuesday, 09 October 2007

ايراني بدون اعدام ممکن است؟

تا ده اکتبر (چهارشنبه) چيزي نمانده، روزي که مثل همه روزها مي آيد و مي رود؛ مثل همه مناسبت ها. ما هم چيزي مي گوييم و رد مي شويم. مثل همه مناسبت هايي که هستند تا تنوعي باشند براي زندگي يکنواختمان. پارسال اين موقع شايد کسي با خود نمي انديشيد حجم اعدام ها در ايران به يکباره بالا رود؛ چيزي که هر زماني احتمالش بود. ما دلخوشيم که اگر قانون خشني هست باشد ولي کمتر استفاده شود بدون آنکه احتمال دهيم استفاده حداکثري نيز از آن ممکن است که اعدام و سنگسار از آن جمله اند. منتها از اين روي که مرگ خوبه ولي براي همسايه، هيچ کس خودش را جاي متهمي نمي گذارد که با درصد خطاي بالايي محاکمه و محکوم به اعدام مي شود که نقض حجم زيادي از احکام اعدام توسط ديوان عالي کشور اين ضريب خطاي بالا را به خوبي نشان مي دهد. مدافعان اجراي اعدام کدامشان حاضرند با اين ضريب خطاي بالا داوطلب شده و پا پيش بگذارند و آزمايشي هم که شده با يک اتهام ساختگي بخت خود را بيازمايند؟
در حالي که فشار بر روي نهادهاي مدافع حقوق بشر در داخل ايران دست آنها را در فعاليت روز به روز بيشتر مي بندد، فعاليت هاي نامستمر برخي نهادهاي حقوق بشري خارج از کشور گاه چنان نااميدي را بر انسان مستولي مي کند که گويي فريادرسي نيست؛ انگار کسي نيست. به قول ابتهاج فکر مي کني: در اين سراي بي کسي کسي به در نمي زند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند. فکر مي کني همه تماشاچيان خوبي اند؛ اما بعضي تحرکات انسان را هيجان زده مي کند؛ نمونه اش فراخوان هفت سازمان حقوق بشري براي تجمع براي لغو اعدام در ايران است؛ اقدامي ارزشمند و قابل تقدير. قرار است مخالفان مجازات اعدام با لباس سياه در مقابل اپراي باستيل (نکنه به جاي همان زندان باستيله؟) حاضر شوند. زياد اهل شرکت در تجمعات نيستم مگر ببينم اين تجمع هدف درستي دارد نه رنگ کردن خلق الله! اگر امکانش بود در اين تجمع شرکت مي کردم؛ اما خوب ما هم از سياهپوشانيم؛ گرچه تا ياد دارم سياهپوش بوده ام اما 10 اکتبر سياهپوش ترم و خود را در کنار برادرانم در پاريس احساس مي کنم؛ آيا آنجا کسي هست به جاي من هم فرياد بزند؟
اگر فرصت مي يافتم دست و پا شکسته طرحي بزنم از کنده اي تنومند که داري بر آن آويزان است و تبري که اين کنده را مي شکند اما کاش طراحي اين طرح را مي زد. اما هر چه فکر مي کنم حيف است اگر در آن روز طناب هاي دار را به طور نمادين پاره نکنند؛ بعيد مي دانم به ذهن برگزار کنندگان نرسيده باشد اما اگر نرسيد پيشنهادي است تحفه درويش.
حرکت سازمان عفو بين الملل هم مبني بر پيشنهاد به سازمان ملل براي تعليق قانوني بين المللي مجازات اعدام هم حرکت بزرگي است و ارزشمند باشد که به سرانجامي نيکو رسد.
اما از همه اينها بگذريم باز در حسرت و بيم و اميد با خود مي انديشم آيا ايراني بدون اعدام ممکن است؟

Comments

سلام
حامد خان
اون پست يا احمد محمود پاك ما را هوايي كرده اين چيزا را از كجا مياوري مومن؟؟

Posted by: اسرار ازل | Tuesday, 09 October 2007

عجب
پس اين حرفها را غلامحسين الهام يادت داده.نميدونستم حامد تو هم آره

Posted by: اسرار ازل | Wednesday, 10 October 2007

Post a comment