« دايي جان ناپلئونيم ما و فلک دايي جان ناپلئون ساز | HomePage | از درد سخن گفتن و از درد شنيدن / با مردم بي درد نداني که چه سخت است »

Monday, 19 November 2007

دايي جان ناپلئونيم ما و فلک دايي جان ناپلئون ساز

گزارش مسعود بهنود را که خواندم از جريان سخنراني باباي دايي جان ناپلئون! (يا همان خالق دايي جان) ياد چند روز پيش افتادم. فکر کردم بنويسم تا اثبات شود باباي دايي جان! چقدر از دنيا پرت است. چند روز پيش با يکي از دوستان نشسته بوديم، پدر يکي ديگر از دوستان آمد و شروع کرد به تعريف تا به اينجا رسيد که: در جريان غدير خم زماني که پيامبر دست علي را بالا گرفت يک انگليسي طبق برنامه در ميان جمعيت وجود داشت که از همان لحظه شروع به دسيسه کرد بين مسلمانان و شيعه و سني وگرنه تا الان همه دنيا مسلمان بودند و اين طور نتيجه گرفت که انگليسي ها از همان موقع براي چنين روزي برنامه داشتند، البته او به جد مي گفت که در اين باره روايت هم وجود دارد ما را هم به شک انداخت تحقيق کنيم، البته در اين زمينه يادم رفت تحقيق کنم ولي موضوع جالبي و خودم علاقمند شدم به تحقيق درباره آن اگه باشه که محشره.
آقاي پزشکزاد، دروغ چرا؟ تا قبر آ... آ... آ... شما انگار توي اين دنيا سير نمي کني، پا شو بيا اينجا تا بهت بگم کار کار انگليسي ها هست يا نه، من که تا اين جمله را نشنوم روزم شب نمي شود. فکر مي کنم اکثريت قريب به اتفاق ايراني ها اين عقيده را دارند. حالا چطوري مي خواهي بگي نيست؟ وقتي همه يک چيزي ميگن چي داري جوابشان دهي؟ کار ما که شده عين بز کله تکان دادن در تاييد دايي جان ها. راه ديگري هم مگر هست؟
شاعر متخصص در امور بند تنباني که چشم خيام را دور ديده ميگه:
دايي جان ناپلئونيم ما و فلک دايي جان ناپلئون ساز
از روي حقيقتي يا از روي نياز؟
يک چند در اين بساط انکار کرديم
آخر چه شديم؟ هيچ، چو يک لوله دراز
توضيح آنکه شاعر از صنعت ايهام براي لوله استفاده کرده، لوله در اصل در ادبيات ما به معناي دماغ بوده اما انگليسي هاي [...] (يک فحش آبدار که به قرينه ادب حذف شد!) معناي آن را تغيير داده اند. لوله دراز = دماغ پينوکيو که بر اثر دروغ گويي دراز شده!

Comments

سلام حامد
اين بار پا توي كفش خيام!!
البته بنده هم كه دستي در اين كار دارم مصرع سوم را اينطور تصحيح ميكنم كه البته با مصرع چهارم تناسب معني داشته باشد
((يك چند دراين بساط تخمي گشتيم))
توضيح اينكه كلمه تخمي در فرهنگ عاميانه به معناي بيهوده و بي ارزش ميباشد كه در جاي واقعي آن استفاده گرديده است و مسئوليت استفاده از اين كلمه را هم خيام به عهده ميگيرد كه احتمالا جاسوس انگليسيها بوده است

Posted by: اسرار ازل | Wednesday, 21 November 2007

درود
وبلاگ نويسان ايراني در يك حركت ملي ميخواهند كه اعتراض خود را به هر گونه جنگ افروزي و جنگ طلبي نشان دهند. سپاسگزار خواهيم شد شما نیز ما را در مخالفت با جنگ افروزی تنها نگذارید و حمایت خودتان را از صلح طلبان ایرانی دریغ نکنید. آدرس:
http://hamava01.blogfa.com/post-135.aspx
منتظر راهنماييها و حمايتتان هستیم. ضمنا در صورت هر گونه همکاری اطلاع دهید تا به لیست حامیان صلح بپیوندید. سربلند و پیروز باشید

Posted by: هم آوا | Thursday, 22 November 2007

Post a comment