« چستاندارد | HomePage | جمعه »
Sunday, 20 January 2008
چستاندارد
نوشتم هوای بخاری ات را داشته باشی چرا که به اجناس وطنی اطمینانی نیست.
امشب الکی الکی نزدیک بود گاز گرفته شویم.
نصفه شب دیدم یک صدای تقی اومد. نیم ساعت بعدش دیدم به سختی دارم نفس می کشم و چشمام می سوزه و سرم منگ شده. یک خرده در را باز گذاشتم دوباره دیدم همان حالت تکرار شد. سر به بخاری زدم. دیدم لوله بخاری یخ کرده و مکش نمی کنه. از بالا چک کردم دیدم انگار جریان هوا معکوس شده.
لوله را در آوردیم با قندشکن به جون بخاری افتادیم یک خرده تو سر و کله و پت و پهلوش زدیم درست شد ولی هنوز بوی گاز سوخته می ده. در را هم که یک دقیقه باز بگزاری عین زمهریر میشه. مجبور شدیم یک خرده لای دریچه کولر را باز بگذاریم، چنان هوای سرد می زنه تو. سگ مصبم که حسابی سرد شده و دست بردار نیست.
آن وقت میگه چرا گاز ملت را می گیره، خوب توقع داری آدم از دست جنسی که مسلمون بسازه جون سالم به در ببره؟ امسال یک بخاری نو بود گذاشتیم ولی گاز را قطع نمی کرد. برای اینکه ارزان تر در بیاد این ولومش که باید مجهز به قطع کن اتوماتیک موقع قطع گاز باشد، این کار را نمی کند. با قطع و وصل گاز اینقدر گاز میره تا خونه بره روی هوا. اینم از استانداردهای وطنی. به اینها میگن استاندارد؟ اونوقت نگو چرا آن تیتر را زدی.
پارسال یکی از دوستان از این بخاری های بدون دودکش گرفته بود برای خونه اش، همین ها که بعد از اینکه جماعتی را دچار گاز گرفتگی کرده گندش درآمده که نباید از آن استفاده شود، ظاهرا فروشنده گفته بوده که این استاندارده و ضمانت کرده بوده که هیچ ضرری نداره تازه هوا را هم تصفیه می کنه (خوبه حالا عطر و ادکلن نمی زنه). حالا نباید از استاندارد و ضمانت ترسید؟
04:32 Posted in روز نوشت | Permalink | Comments (3) | Email this





Comments
حامد جان عزیز برادر
روی نوار خطر هستی ها! مراقب خودت باش . با آن تصادفی که کرده بودی من گمان می کردم همچنان توی برانکارد یا کنج بیمارستان قلب طرف باشی اما انگار اشتباه کرده بودم. مگر وسیله گرمایشی کم شده برادر که رفته ای سراغ بخاری! یکی از بچه ها برایم نوع جدید روش گرم کردن ملت در بحران سرما وقطعی گاز را فرستاده بود کلی حال کردم. نوشته بود:
دستا بالا... همه با هم .. آها ... شل کنید ... آهاااااا.... حالا قر قر... آه آه آه ..
بعد زیرش نوشته بود که این برنامه جدید دولت احمدی نژاد برای گرم کردن مردم است.
از شوخی گذشته مراقب خودت باش. کمی هم باید به فکر زندگی بود برادر. تا زندگی نباشد که نمی توانیم بنویسیم و بخوانیم و فکر کنیم جان برادر.
زیاده قربانت
Posted by: بهرام | Sunday, 20 January 2008
حامد جان مثل اینکه خطرها یکی یکی داره از بیخ گوشت رد میشه ها !
اون از تصادف این هم گاز سومی شو بپا که معلوم نیست از کجا سر برسه!
با آرزوی سلامتی و سرافرازی
Posted by: مهدی | Sunday, 20 January 2008
میگن زمستون از کرسی استفاده کنید سالمتره.. زنده می مونی
Posted by: گلبرگ | Tuesday, 22 January 2008
Post a comment