« جمعه | HomePage | قوقولی قوقو خروس نخوندش »

Tuesday, 22 January 2008

جمعه

1- خبر مرگ ابراهیم لطف اللهی را که خواندم جمعه بود؛ یاد ترانه جمعه افتادم. به قول شهیار قنبری که همه روزهایمان جمعه است.
داره از ابر سیا خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
نفسام در نمیآد
جمعهها سر نمیآد
کاش میبستم چشامو
اين ازم بر نمیآد
2- دیدم سیبستان چیزی نوشته بر این گم کرده راهان که مظلومان پیش پای خویش نمی بینند و در دور دست ها می نگرند. می خواستم چیزی بنویسم همان جمعه، به تاخیر انداختم خیلی احساسی نشود. حال همین را بخوانید. مدتهاست بر این نظرم.
3- از مرخصی آمدن باقی خوشحال شدم (مرخصی حق زندانی است ولی فعلا لطف به برخی زندانیان است) اما کبودوند هنوز مشمول این لطف نشده! نمی دانم آیا وجود مسائلی چون مرگ این دانشجو یا مرگ دکتر زهرا در همدان بالاخره وجهه دستگاه قضایی را خراب می کند یا به آنها وجهه می بخشد؟ قطعا دومی نیست. مرگ در زندان و یا حین بازداشت به هر علتی که می خواهد باشد، شاید اندکی واهمه به دل مردم بیندازد اما در مقابل اعتماد شهروندان و افکار عمومی داخل و خارج را نه فقط به دستگاه قضایی و ضابطانش که به کلیت نظام حاکم سست می کند. فعالیت و نظارت فعالان حقوق بشر می تواند جلوی چنین فجایعی را بگیرد و کاهش این فجایع دردناک نه تنها اعتبار دستگاه قضایی را بالا می برد، جلوی مخدوش شدن چهره نظام را نیز می گیرد. پس فعالیت آنان نه تنها به نفع تک تک شهروندان این کشور است که نظام حاکم نیز از فعالیت آنان نفع می برد. حال با چه منطقی سرسختانه جلوی فعالان حقوق بشری می ایستند حقیر که از درک آن عاجز است.

Comments

به امید راهیابی نمایندگان اصلاح طلب به مجلس هشتم.
خوشحال میشوم نظراتتان را در وبلاگ مجلس اصلاحات ببینم.

Posted by: یک اصلاح طلب | Wednesday, 23 January 2008

به امید راهیابی نمایندگان اصلاح طلب به مجلس هشتم.
خوشحال میشوم نظراتتان را در وبلاگ مجلس اصلاحات ببینم.

Posted by: یک اصلاح طلب | Wednesday, 23 January 2008

تا مگر شیشه ی این کاخ به هم درشکند...



شاد زی

Posted by: پیامبر دیوانه (محمد علیجانی) | Thursday, 24 January 2008

Post a comment