« قوقولی قوقو خروس نخوندش | HomePage | بازدارندگی »

Saturday, 26 January 2008

قوقولی قوقو خروس نخوندش

امروز ظهر داشتم می رفتم جایی یکی از دوستان را دیدم؛ می گفت نیامدی. گفتم کجا؟ گفت مراسم. گفتم چه مراسمی؟ گفت مراسم بازرگان. گفتم مگر برگزار شد؟ گفت مثل هر سال. گفتم پس چرا هیچ کس به ما خبر نداد؟ گفت عده ای آمده بودند. گفتم من سه چهار روز پیش یکی از دوستان از قول نهضتی ها گفت که امسال به علت سرما و یخبندان امکان برگزاری مراسم وجود نداره و برگزار نمی شه.
فکر می کنم توی دو سه ساله اخیر این مراسم، تنها مراسمی بوده که شرکت می کردم، شاید آن هم به خاطر اینکه برگزار کننده آن یک تشکل اپوزیسیونه. یادش بخیر پارسال یکی از دوستان قرار بود زنگ بزنه و مرا بیدار کند که بروم زنگ زده پشت تلفن هی قوقولی قوقو می کرد تا من بیدار بشم. آخه نشنیدی که میگه:
قوقولی قوقو خروس می خونه
صبح شده چشماتو وا کن
بپوش لباساتو که خیلی دیره
کفشاتو زودی به پا کن (بقیه اش رو دیگه بلد نیستم)
تو راه که داشتم می رفتم خنده ام می گرفت که ببین به چه حال و روزی افتادیم که با قوقولی قوقو بیدارمان می کنند. امسال ولی هیچکس نبود حتی قوقولی قوقو کنه برام اصلا می دونی "هیشکی دیگه منو دوست نداره"! اینو احتمالا از توی فیلمی چیزی شنیدم! بالاخره سال به سال می رفتیم هم دوستان اون ور خط قرمز را می دیدیم و هم برادران این ور خط را.

Comments

خط قرمز کلا خوبه! دوستش دارم.
البت ان ور و اون ورش رو کار ندارم.

راستی مدتی هست زیارتتان کنار دکه میسر نشده
شاید..

شاد زی

Posted by: پیامبر دیوانه (محمد علیجانی) | Saturday, 26 January 2008

قوقولی قوقو....
دیدی حاجی امسال منم خواب موندم؛ 5شنبه رفتیم جلو حسینیه ارشاد؛ با اینکه میدونستم خبری نیست ولی بلند شدم رفتم؛ آخه منی که تو دوران آموزشی سربازی تو پادگان سپاه هم سالگرد بازرگان رو گرفته بودم -گیرم با چند بسته خرما- میگه میشد امسالو بی گرامیداشت بگذرونم؟؟؟
صبح میهمان هر سال برگزاری مراسم قم بهم زنگ زد؛ اما من که خواب آلود بود صدام؛ جوابشو ندادم ، تو نیم ساعت دقیقاً 9 بار زنگ زد... اما من...
ظهر که بهش زنگ زدم دلم ریخت وقتی گفت قمیم، می خواست بیاد دنبالم که با هم بیاییم قم؛ فکرشو بکن تنها جمعه ای که قم رو دوست دارم؛ تنها روزی که میبینی تو اون شهر گداها، مرده ها و زوار میشه آدمها رو هم دید؛ تو. بخوابی...
دیروز تا خود شب بغ کرده بودم...

Posted by: خروس خواب مونده | Sunday, 27 January 2008

سلام حامد
غصه نخور اما من دوستت دارم

Posted by: اسرار ازل | Sunday, 27 January 2008

سلام حامد
غصه نخور اما من دوستت دارم

Posted by: اسرار ازل | Sunday, 27 January 2008

Post a comment