« مسابقه سنگسار | HomePage | بد مستی در محرم »

Monday, 04 February 2008

مسابقه سنگسار

قولی داده بودم در سالیان پیش در برابر برخی توصیه کنندگان به پرهیز از انتقاد و جایگزینی پیشنهاد چرا که برخی آنان عقیده داشتند بالادستان تنها می توانند بر زیر دست انتقاد کنند و مهمتر از همه زمانی که کسانی که از آنان انتقاد شده، از آن باخبر نمی شوند (چون شانشان بالاتر از این حرف هاست!) پس از نظر شرعی جایز نیست و استدلالاتی مشابه این. با استناد به این ضرب المثل قدیمی که در فعل حرام لذتی است که در غیر آن نیست، گه گاه لبی تر می کردم به فعل حرام (منظور همان انتقاد)! تا اینکه تصمیم گرفتم دست از حرامگویی برداشته به فعل حلال بپردازم و پیشنهاد دهم شاید عاقبت به خیر شوم. مدتهاست به این تغییر روش و دست شستن از حرامفکری، اندیشه می کنم تا امروز تصمیم گرفتم. برخلاف بسیاری از نوشته هایم که ته مایه طنز دارند این پیشنهادات کاملا جدی است. شاید اصلا یک موضوع جدید برایش باز کردم با عنوان پیشنهادهای سازنده، البته اولش قرار بود سوزنده باشد ولی بعد سازنده شد!
یک زمانی تصور می کردم سنگسار مجازاتی خشن و غیر انسانی است و با نفرت عامه همراه است. تصور می کردم که تاثیر روحی روانی ناخوشایندی بر بیننده و حتی شنونده داشته باشد. فکر می کردم در دنیای امروز که به سمت انسانی تر شدن در حرکت است چنین مجازات هایی چهره کشور را در افکار عمومی دنیا خراب می کند. فکر می کردم سنگسار خشونت به دنبال خود دارد و بدتر از همه می پنداشتم بیننده آن آموزش کشتن فرا می گیرد و چنین افکار باطلی.
امروز اما عینکم را عوض کردم و حتی از جای خود حرکت کردم رفتم آن طرف تر ایستادم تا آن نقطه مرا یادآور خاطرات آن تفکرات نه چندان درست نباشد. امروز که خشونت از سر و کله مان بالا می رود احساس می کنم که سنگسار دیگر خشن نیست، سنگسار یک چیزی در حد ناز کردن طرف است. شوخی نمی کنم به شیوه های آدم کشی فکر کنید، به مثله کردن مقتولین، به انواع و اقسام فرزندکشی، خواهر کشی، دختر کشی، اصلا همه قتل های خانوادگی فکر کنید و به همه خشونت هایی که در کوچه و خیابان می بینید. غیر انسانی هم نیست. اصلا انسانی که قرار باشد با کشتن و کشته شدن همدم نباشد انسان نیست، حیوان است که تنها موقع گرسنگی شکار می کند. نفرت عامه هم به دنبال ندارد این را می توان از محتویات گوشی های موبایل دریافت که پر است از فیلم سنگسار و اعدام و تجاوز به عنف. اتفاقا استقبال عامه مردم را هم به دنبال دارد چنین موضوعاتی. تازه نه تنها تاثیر ناخوشایندی ندارد که باعث انبساط خاطر می شود. جدای از این اگر این مسائل باعث تخریب جایگاه کشور می شد مدتها پیش دست از آن شسته بودند اما چون چنین نیست پس این سخن نیز به گزاف است (سخن به گزاف یعنی مخالفان حرف زیادی می زنند). و مهمتر از همه وقتی بچه از بچگی همه اش حرف از کشتن و کشته شدن می شنود و این همه خشونت را که از لامپ تصویر تلویزیون به سمت مخاطب شلیک می شود می بیند و در کوچه و خیابان مشاهده می کند معلوم می شود از بچگی اینکاره است و دیدن سنگسار هیچ چیز جدیدی به او یاد نمی دهد. بچه چهار، پنج ساله ای که با افتخار قمه به دست می گیرد آینده اش معلوم تر از آن است که دیدن صحنه سنگسار تغییری در آن دهد. چون تا اینجا اثبات شد هر چه فکر می کردم لغو و بیهوده بوده پیشنهادی به ذهنم رسید: برگزاری مسابقه سنگسار.
این مسابقه که در حوزه ورزش می تواند گنجانده شود فواید بسیاری دارد و مهمتر از همه جنبه سرگرمی آن. وقتی این همه طالب سنگسار هست اگر به صورت مسابقه و در استادیوم برگزار شود می تواند تعداد زیادی از مردم را به آنجا بکشاند و از طریق فروش بلیط درآمدی کسب کند. فرض کنید طرف به جای اینکه برود سینما و پولش را حرام کند، یک سیر تخمه می خرد و می آید عین بچه آدمیزاد می نشیند سنگسار تماشا می کند و لذتش را می برد. عده ای هم می توانند غیر رسمی بساط شرط بندی علم کنند و چیزی به جیب بزنند. با پخش زنده آن از تلویزیون تعداد زیادی از مردم را جلوی تلویزیون کشاند و همه را در این سرگرمی شریک کرد و آگهی جذب کرد. سنگسار شونده را هم می توان از طریق قرعه کشی انتخاب کرد. بعد فروش فیلم و سی دی آن هم درآمد زیادی را به دنبال خواهد داشت. و مهمتر از همه یک روز شاد و بانشاط که تاثیر خوبی در روحیه بخشی به مردم دارد خلق کرد و گسترش این ورزش خود باعث کم شدن خشونت در جامعه خواهد شد.
بالاخره چیزی که بازار دارد باید زودتر به فکر عرضه اش بود مخصوصا وقتی با استقبال عامه همراه است. وقتی چیزی بد نیست خوب در دسترس همه قرار داده شود چه عیب دارد؟

Comments

جانا سخن از زبان ما می گویی ! آنهایی که بر اجرای این مجازات غیرانسانی اصرار می ورزند برای ارضای این غریزه است !

Posted by: لیلا | Monday, 04 February 2008

پسر مثل اینکه راستی راستی تنت می خاره ها !
فکر نمی کنی یه وقت ممکنه خودتو مثل یه گوشت قربونی(زبونم لال) بیاندازند تو استادیوم هی بجای پوست تخمه سنگ به سر و کولت بریزند!؟
بقول شاعر دله پیت:
بسته به آنست که تویی!
چه خواهی و چه بينی؟!
همه به نگاهی ست که تو داری
سبز يا سفيد يا سياهي!؟

Posted by: پزواک | Wednesday, 06 February 2008

آقا حرف حساب جواب نداره.

Posted by: لوبیا | Thursday, 14 February 2008

آقا حرف حساب جواب نداره.

Posted by: لوبیا | Thursday, 14 February 2008

Post a comment