« سعدی دیروز؛ سعدی امروز | HomePage | باز هم اعدام یک نوجوان »

Sunday, 27 April 2008

قانونی کردن قتل

میدان زنان: بحث کردن با بعضی آدم ها چنان دشوار است که جان را به لب می رساند، کسانی که جز آنچه خود می پندارند و به زبان می آورند نه تنها چیزی را قبول نمی کنند که حتی آن را انکار می کنند. مخاطب این سطور اگر جزو آن دسته از کسانی است که می پندارد چون حکومت اسلامی برپاست پس هیچ جرم و جنایتی هم در جامعه اتفاق نمی افتد، بحث زیر را بحثی انتزاعی تلقی کند که در برابر استدلال های پرقدرت آنها، حقیر که دربست تسلیم است و پیشاپیش مغلوب.
امکان ندارد به اولین شخصی که می رسی یاد گذشته های نه چندان دور نکند و از نامرادی ها نگوید؛ از بد شدن مردم، از دست رفتن راستی و درستی، کمرنگ شدن برادری و از حاکم شدن دروغ و دغل در مناسبات اجتماعی سخن به میان نیاورد و گلایه نکند از شرایطی که در آن برادر نه تنها به فکر برادر نیست که به او هم رحم نمی کند و اگر پای منافع مادی به میان آید که وضع صد چندان بدتر خواهد شد.
از او که بگذری و اندک حضوری که در جامعه داشتی باشی خودت اینها را می بینی و علاوه بر آن اختلاف و بدبینی و توهم داشتن افراد نسبت به یکدیگر را حس می کنی. همانطور که قدم برداری انسان هایی عصبی را می بینی که سر کوچکترین مسئله ای به هم می پرند. فشارهای روزمره زندگی در کنار آثار روانی شوم جنگ از آنها افرادی ساخته که خشونت را اولین و آخرین راه تلقی می کنند، این همه دعوا و زد و خورد که در کوچه و خیابان اتفاق می افتد و بعضی از آنها منجر به قتل می شود گواه این مسئله است که قتل به خاطر جای پارک، صدای زنگ موبایل و... در این هفته های اخیر از نمونه های آن است.
تا اینجا تبعیضی بین باسواد و بی سواد نبود همه می توانستند با چشم خود ببینند و با گوش خود بشنوند و یا با تمام وجود آن را درک کنند. اما اگر روزنامه خوان باشی و نگاهی هم به اخبار حوادث بیندازی جرائمی چون سرقت، کلاهبرداری، تجاوز به عنف، رابطه پنهانی بین افراد متاهل و قتل کم نیست. تعداد پرونده های ورودی به محاکم دادگستری چنان زیاد شده که صدای مسئولین قضایی را نیز درآورده؛ هشت میلیون پرونده که به جز اندکی که مدعی العموم طرف مقابل است، بقیه حداقل دو نفر شاکی و متهم دارد یعنی حداقل 16 میلیون نفر درگیر پرونده هستند. جدای از این طرفین ِ اختلاف زیادی هستند که برای اینکه کار به دادگستری نکشد اختلاف را در حالی که دل چرکین هستند تمام می کنند. حال فرض کنید از این تعداد که نزدیک به یک چهارم جمعیت کشور را در بر می گیرد چند نفر آدم آشنا به قانون پیدا شوند و ظرفیت های قانونی انتقام گرفتن را به سایرین هم یادآور شوند، به چه سرعتی می تواند ظرفیتی مثل "قتل قانونی" گسترش پیدا کند. کسانی که از طولانی بودن روند دادرسی و احیانا غیر عادلانه پنداشتن آن خسته شده اند و احیانا از طرف مقابل هم کینه به دل گرفته اند آسان ترین راه را انتخاب می کنند: طرف اختلاف را می کشند و آن را "خون هدر" معرفی می کنند و از مجازات می رهند. جدای از این به رسمیت شناختن قتل مهدور الدم راه تسویه حساب در جامعه را باز می کند. دیگر همین مقدار امنیت هم نخواهد بود. کسی که از قیافه ات خوشش نیاید تو را می کشد و می گوید سب النبی کردی، کسی که کوچکترین اختلافی با تو دارد و یا به تو حسادت می کند می تواند تو را بکشد و بگوید به خدا فحش داده یا دین را انکار کرده و مرتد شده بود. هر مردی می تواند زنش را بکشد و بگوید زانیه محصنه بوده و هر زنی نیز مردش را بکشد و بگوید زنا کار بوده و مهدور الدم است. پس از تجاوز به عنف به پسران و دختران به راحتی می توانند آنها را بکشند و بگویند آنها مهدور الدم بوده اند، به همین راحتی.
حتی اگر همه اینها خیالات و توهمات ذهنی باشد اما قانون باید چنان غیر قابل انعطاف باشد که جلوی هر گونه سوء استفاده را بگیرد و قرار دادن بحث ارتداد و مهدور الدم در لایحه قانون مجازات اسلامی چنین چیزی را نشان نمی دهد.
ماده 11-313 این لایحه چنین می گوید: "كشتن كسي به صرف اعتقاد به مهدور الدم بودن يا مستحق قصاص بودن وي بدون مجوز مراجع صالح قضايي ممنوع است و مرتكب مجرم شناخته مي‌شود و چنانچه طبق موازين در دادگاه ثابت شود كه قاتل بر اساس چنين اعتقادي، مرتكب قتل شده است، اگر مهدورالدم بودن مقتول ثابت نشود، قاتل به حبس تعزيري از سه تا پنج سال و پرداخت ديه محكوم مي‌شود و اگرمهدورالدم بودن مجنی علیه ثابت شود به مجازات مذکور در ماده 1-313 این قانون محکوم می شود . چنانچه ثابت نشود كه قاتل بر اساس چنين اعتقادي، مرتكب قتل شده ، محكوم به قصاص مي‌شود."
نویسندگان لایحه اگر چه خواسته اند به لحاظ حقوقی و شرعی به این موضوعات بپردازند اما نگاهشان محدود به همین زاویه دید بوده و از کنار فجایع و سوء استفاده هایی که در پس این قانون صورت می گیرد، به آسانی گذشته اند. اگر چه بحث ارتداد و قتل مهدور الدم از نظر شرع نیز چندان به رسمیت شناخته شده نیست به طوری که حداقل بعضی مراجع چون آیت الله منتظری و آیت الله صانعی تغییر دین و آیین را به خودی خود منجر به اجرای احکام ارتداد نمی دانند و شرایط بسیار سختی را برای اجرای این حکم تعیین نموده اند که اثبات آن را حتی برای محاکم قضایی عملا غیر ممکن می گرداند.
جدای از این در بحث مهدور الدم و به رسمیت نشناختن قابل قتل بودن انسان به دست دیگری آیت الله صانعی از نظر شرعی خون هیچ انسانی نزد انسان دیگر را هدر نمی داند و معتقد است جایی که قانون حاکم است و محکمه وجود دارد نباید اجازه داد هر کس خود تبدیل شود به قاضی و مجری حکم.
از تنظیم کنندگان لایحه قانون مجازات اسلامی از یک سو و نمایندگان مجلس به عنوان قانونگذار انتظار می رود در چنین مواردی تجدید نظر کنند چرا که سوء استفاده از آن می تواند چالشی در برابر امنیت موجود و نظام حاکم ایجاد کند و نظم حاکم بر کشور را با خطر جدی مواجه سازد و مهم تر از همه جان انسان های زیادی را به خطر اندازد.

Comments

همیشه این چیزهای استثنایی مال حکومت آقا است!
پس زنده باد!

Posted by: پیامبر دیوانه | Tuesday, 29 April 2008

http://radiozamaaneh.com/special/2008/04/post_521.html

Posted by: اسرار ازل | Tuesday, 29 April 2008

راستش را بخواهی بدجوری در نتایج و آثار سیاست های اقتصادی گرفتار شده ام و به این دلیل کمتر پیش می آید یکی از غذاهای اصیل ایرانی را به همراه خانواده تناول کنیم. بنابر این توضیح هر وقت هوس قرمه سبزی می کنم برای استشمام بوی آن سری به این وبلاگ می زنم . این یکی از محاسن این وبلاگ است.از شما به خاطر انتشار بوی قرمه سبزی آنهم از نوع جا افتاده اش تشکر می کنم.

Posted by: وفائی | Tuesday, 29 April 2008

حامدجان درود مستدل و قوی نوشتی...
نظر مرا اگه حقیقتا بخوای ...اینه که امثال آقای صانعی اگر چه حق میگویند اما با این شرایط موجود نظراتشان ره بجایی نخواهد برد ایشان اگر قصد دارند آن احکامی را که در نبود امام عصر تعطیل میشوند را اجرا کنند پس چرا خمس و زکات میگیرند!آیا آنها را به امام زمان میدهند یا به مستحق؟
اگر اجرای حکم مهدورالدم با وجود حکومت اسلامی و دادگاه اسلامی مختص دادگاه و قاضی میدانند بهتر نیست امر بمعروف و نهی از منکر و دریافت خمس و زکات را هم مختص حکومت اسلامی کنند ؟ اگر حقیقتا حکومت اسلامی است و دادگاهایش را صالح به رسیدگی میداند نگرانی اش از بابت اجرای حدود در زمان غیبت امام عصر برای چیست؟
البته بنده خوب میدانم ایشان دلسوز است و عقل را بیش از نقل در تدوین نظراتشان اعمال میکنند اما واقعیت اینست که اسلام همین است که دارد اجرا میشود و مبنایش هم نقلیات و کتاب است ونه عقل چرا که آنجا که عقل در برابر کتاب و نقل قرار گیرد عقل سر بریده میشود و روش ایشان که سعی دارند چهره اسلام و روایات را عقلانی کند توجیهی دور از واقعیات است باید نظر سروش در خصوص کلام محمد مد نظر باشد والا احکام دین همانهایست که همه میدانند و اشتباهاتش هم بر اهل فن پوشیده نیست.اشتباه استراتژی وجود دارد در برخی از احکام که قابل توجیه نیستند و تعطیلی موقتی احکام با توجیه وهن شدن اسلام و نبود امام عصر دردی را دوا نمیکند باید با خشونت و اعدام و قطع ید و پا با تمام توان مخالفت کرد و حتی در صورت یقینی بودن و بلامنازع بودن بر سر اجرای چنین احکامی با توجه به نظریه دکتر سروش که بنده هم آنرا میپذیرم و...در خصوص کلام محمد و احتمال وجود خطا... باید یک خط بطلان و نه بزرگ بر احکامی که ضد بشریست هستند کشید و هنر هم در همین است که جسارت در این حد بخرج داده شود و الا با تعطیلی موقت و قبول اصل اعدام و حدود و...دردی دوا نمی شود.باتشکر از شما دوست عزیزم.

Posted by: پزواک | Wednesday, 30 April 2008

Post a comment