« قانونی کردن قتل | HomePage | خرمای آزادی »
Friday, 02 May 2008
باز هم اعدام یک نوجوان
یک نوجوان به خاطر جرمی که در سن 17 سالگی مرتکب شده در چند روز آینده به دار آویخته می شود. در بیانیه عفو بین الملل که اشاره ای به گردش کار پرونده اش داشته، به این نکته اشاره کرده که او از داشتن وکیل محروم بوده و شخصا تقاضای تجدید نظر و دادرسی مجدد را کرده است. آدمی همین اخبار منتشره را که می خواند در لابلای اخبار حس می کند چقدر خطا در رسیدگی به چنین پرونده هایی می تواند بالا باشد؛ نوجوانی در اوج رسیدن به بلوغ، بی تجربه و کم عقل که نه با چم و خم زندگی آشناست و نه قانون. همین هفته های گذشته خبر نزدیک شدن به موعد اعدام کودکی منتشر شد که از طرف شریک جرم هایش با وعده های داده شده از سوی آنها پذیرفته بود قتل را به گردن بگیرد و آنها نیز به وی قول داده بودند چون تمکن مالی دارند برای وی وکیل بگیرند چون ظاهرا خانواده اش از وضع مالی خوبی برخوردار نبودند، اما آنها به وعده خود عمل نکرده بودند. به همین راحتی. گوشه ای از اشتباهاتی که در طول رسیدگی پرونده رخ می دهد ناشی از بچگی خود متهمین است. نداشتن وکیل در تمام مراحل قضایی، کم توجهی برخی قضات و اشتباهات دیگری که ممکن است تا زمان اجرای حکم اتفاق بیفتد به راحتی ممکن است کودک بی گناهی را بالای چوبه دار ببرد. مهمترین نکته این است که معمولا برای کودکانی که مرتکب قتل شده اند حکم اعدام صادر می شود اما مگر آنها قاتل بالفطره بوده اند؟ آیا جز مسئولیت ناشناسی خانواده و آموزش و پرورش باعث این مسائل می شود؟ راستی در طول 12 سال آموزش (چه آموزشی چه کشکی؟) چند بار به محصل گفته می شود که قتل و آدمکشی بد است؟ به نظر می رسد خانواده قاتل و افراد دخیل در سیستم آموزشی استحقاق بیشتری دارند که به جای این کودکان قاتل اعدام شوند. این نکته را دو، سه هفته پیش پی بردم. داشتم مقاله ای درباره اعدام می خواندم به فکر فرو رفتم، رفتم به سال های نوجوانی. به یاد ندارم تا سن 18 سالگی کسی به من گفته باشد که قتل بد است. اگر بی حوصلگی اجازه دهد حاشیه هایی که نوشته ام جمع کنم مفصل در این باب خواهم نوشت.
***
راستی امروز روز جهانی کارگر بود. دیشب داشتم می نوشتم که نصفه کاره برق رفت و یادم نمی آید چی می خواستم بنویسم. چی بنویسم که رنگ رخساره نشان می دهد از سر درون. یعنی کسی خبر ندارد وضعیت کارگران را؟ بالاخره هر خانواده ای در نزدیکان خود یک یا چند کارگر دارند. پریشب هم باز می خواستم چیزی بنویسم قطع و وصل لحظه ای برق نگذاشت. چهار بار سیستم را روشن کردم ولی هنوز بالا نیامده برق قطع شد. فکر کنم به طور لحظه ای بیش از 40 بار قطع و وصل شد. یک ربعش را شمردم بیش از 12 بار چنین شد. کاش ساعت به همان ساعت قدیم بر می گشت تا مصرف برق کاهش پیدا می کرد و برق قطع نمی شد. این را جدی می گویم. حرف من نیست مسئولان قبل از کشیدن ساعت به جلو گفتند.
04:31 Posted in روز نوشت | Permalink | Comments (0) | Email this



